| • چکیده : |
,"به پیشنهاد «هاپو»، هاپو و دوستانش ـ سبزك، تپل و دمدراز ـ قایمموشك بازی كردند. هاپو چشم گذاشت و تا ده شمرد. هریك از دوستانش در جایی پنهان شدند. سپس هاپو به جستوجوی آنها پرداخت. او نخست تپلی را پیدا كرد چون صدای خندهاش را شنید. سپس دمدراز و پس از آن سبزك را یافت چون صدای خند? آنها را نیز شنید. هاپو با خوشحالی از آنها خواست كه دوباره بازی كنند. تپل خندید و گفت: «آره... ولی چطور است این دفعه به جای قایمموشك، اسمش را بگذاریم خنده موشك!» و همه دوباره شروع به خندیدن كردند. كتاب حاضر از مجموع? «هاپو و دوستانش» به چاپ رسیده است." |