| • چکیده : |
,"فرهاد پس از تجربة مشاغل متعدد، این بار به كار در یك فروشگاه پوشاك مشغول میشود. او دارای دوستی صمیمی با نام «شهریار» است؛ كسی كه تمام اعضای خانوادة خود را در خرمشهر از دست داده است و اینك با فرهاد مشتركا اتاقی را كرایه كردهاند. پس از گذشت چندماه فرهاد به دلیل اشتباه در نوشتن فاكتورهای خرید، از طرف مدیر فروشگاه اخراج و به پرداخت غرامت مجبور میشود. این در حالی است كه فرهاد از جمال (یكی از كاركنان فروشگاه كه دوست شهریار است) نیز مبلغی قرض گرفته و به او قول داده تا پایان ماه این مبلغ را پرداخت نماید. این اتفاق به اضافة سرقت لوازم منزل به وسیلة بهروز ـ كسی كه با فرهاد طرح دوستی ریخته ـ سرنوشت را به گونهای دیگر برای فرهاد رقم میزند." |