| • چکیده : |
((باغ)) مجموعهای است از شانزده داستان كوتاه كه بین سالهای 1354 تا 1360به نگارش درآمدهاند .اسامی برخی داستانها چنین است :((سه پر سیمرغ))، ((یك تكه آینه))، ((باغ))، ((سلطان جنگل))، ((گربه)) و ((فرشته سابق)) .راوی داستان ((باغ)) دختری است كه خاطرات دوران كودكی خود را بازگو میكند .در محله آنها باغی بزرگ وجود دارد .خانه دوست او ((زیبا)) در میان این باغ قرار گرفته است .او میگوید كه در فصل تابستان شاخههای خرمالو، گردو و بید مجنون به سمت كوچه خم میشوند و به محله طراوتی خاص میبخشند .باغ با در بزرگ آهنی به یك دالان كوتاه منتهی میگردد كه در كنار آن چند اتاق قرار دارد .این باغ با درختان تناورش محل بازی و تفریح بچهها در فصل گرماست .سرانجام پس از گذشت سالها با توسعه شهرسازی، درختان آن را قطع میكنند و پدر بزرگ زیبا كه صاحب باغ است با مشاهده این وضع تعادل خود را از دست میدهد و... |