| • چکیده : |
بیبی گل "مادربزرگی است كه در "كوچه بهار "خانهای بزرگ و زیبا دارد. "گلرخ "و "گلسا "نوههای او هستند كه با شنیدن قصههای مادربزرگ "بیدار میشوند ."خانه "بیبی گل "باغچهای پر از گل دارد و بیبی گل بلبلی دارد كه در یك قاب شیشهای روی دیوار قرار گرفته است .تابلو در واقع نقاشی زیبای بلبلی است بر شاخه درخت .اما یك روز "گلسا "قاب نقاشی را به حیاط، كنار گلهای باغچه میبرد .ناگهان بلبل جان میگیرد .آزاد میشود و پرواز میكند و میرود .این داستان كوتاه كه برای كودكان گروه سنی "ب "تالیف و با طرحهای رنگی همراه شده تصویری از بهار و گل و بلبل و سرسبزی در قالب داستانی خیالی برای خواننده فراهم میكند ." |