| • چکیده : |
,"كتاب حاضر داستان باغ عجیبی است كه دارای روح است و گیاهان آن، شبها پس از طلوع ماه جان گرفته و گرد هم جمع میآیند. شبی، لاله كه رهبر گیاهان است، به بقیه اطلاع میدهد كه با روح باغ ملاقات كرده و مطلع شده كه باغبان همان شب در باغ دچار مشكل قلبی شده و زندگی را ترك میكند. اوضاع طبق پیشبینی لاله پیش میرود اما پس ازمرگ باغبان درخت گردو و گل علفی شروع به زدن ساز مخالف كرده و لاله و بنفشه را پنهانی ربوده و زندانی میكنند. بر اثر نفاق پیش آمده، پاییز به باغ راه پیدا كرده و تمام گیاهان را خشك میكند و پس از آن زمستان از راه میرسد. لاله و بنفشه به سختی از زندان نجات پیدا میكنند و خود را به بهار میرسانند و پس از آن با كمك و راهنماییهای وی، زمستان را از باغ بیرون كرده و بهار را به آنجا بازمیگردانند. پس از اتمام این ماجراها باغبان پیر بار دیگر چشم میگشاید و زنده میشود." |