| • چکیده : |
,"شقایق دختر نازپروردهای كه در رفاه و آسایش، كودكی را به نوجوانی رسانده است. در خانة بزرگ و مجلل به همراه خانوادهاش زندگی میكند. اما پدر بر اثر ورشكستگی مجبور به فروش خانه، كارخانه و... میشود و بر اثر فشار روانی دچار سكتة قلبی میشود و مدتی در بیمارستان به كما میرود. شقایق بر اثر رفت و آمد در بیمارستان با دكتر جوان و فهیمی به نام نكیسا آشنا میشود و آنها دلباختة هم شده و قرار ازدواج میگذارند. اما نكیسا در طی مسافرت به فرانسه بر اثر سانحهای فوت میكند و شقایق دچار بحرانی جدید و مشكلات فراوان میشود. او خود را به دست سرنوشت و تقدیر میسپرد كه برای او رقم خورده است." |