| • چکیده : |
,"آنچه در این كتاب رقعی می خوانید، داستان زندگی اهالی یك محله است كه هر كدام به نوعی با مشكلات زندگی دست و پنجه نرم می كنند. «حوا» و «گلزار» بچه دار نمی شوند. «حیات» شوهری معتاد دارد، «یحیی» شوهر گلزار شهید می شود و ... البته محور اصلی داستان«حوا» است كه شوهرش مخفیانه با زنی به نام«لاله» ازدواج می كند. وقتی حوا از ماجرا خبردار می شود. صبوری می كند ولی شوهرش در اثر نیش مار از دنیا می رود. پس از مدتی حوا با غلامحسین خل و چل ازدواج كرده و حامله می شود. لازم به ذكر است كه نویسنده در تمامی رویدادهای داستان حضور داشته و گاه در آنها دخیل است." |