| • چکیده : |
,"«شهرزاد» دختر زیبا و جذابی بود كه با خانوادة خود در روستای گلتپه زندگی شیرینی را میگذراند. او و «یاشار» یكی از اهالی دهكده با هم عقد كرده و در شب عروسی، یاشار توسط ماموران دستگیر شده و برای گذراندن سربازی فرستاده شده بود. در حقیقت این توطئة پسر ارباب روستا بود، به این دلیل كه شهرزاد با تقاضای ازدواج او مخالفت كرده و به عشق یاشار جواب مثبت داده بود. یاشار مدتها در پادگانی كه بیشباهت به زندان نبود به سر برده و بر اثر درگیری با یكی از ماموران به ده سال حبس محكوم میشود. در مدت ده سال اهالی گلتپه اختلاف پیدا كرده و بعد از جنگ و دعوا، بیشتر آنها روستا را ترك میكنند. شهرزاد نیز در مهاجرت به تهران به زنی متمول تبدیل میشود. به مدت 20 سال به عشق خود وفادار مانده و دوباره یاشار را دیده و به وصال هم میرسند" |