| • چکیده : |
,"ببعی سیاهه و ببعی سفیده دو برة كوچك بودند كه با مادرشان زندگی میكردند. ببعی سیاهه برة بازیگوشی بود كه به حرف مادر و دیگر بزرگترهایش گوش نمیداد. اما ببعی سفیده همیشه به حرف آنها گوش میداد و بازیگوشی نمیكرد. روزی مادر برهها قبل از بیرون رفتن از خانه به برهها سفارش كرده بود از خانه بیرون نروند و با بچهگرگی كه خانهاش نزدیك خانة آنها است. همبازی نشوند. اما ببعی سیاهه بعد از رفتن مادر بیرون رفت و بچهگرگ را به خانه آورد. آنها در خانه آتش روشن كردند، و شروع به شیطنت كردند. غافل از این كه خانه آتش گرفته و اگر ببعی سفیده همسایهها را صدا نمیزد هر دو میسوختند. این داستان آموزنده برای كودكان گروههای سنی «الف» و «ب» تهیه شده است." |