| • چکیده : |
,"اوایل زمستان سال 1357، مردم شهر قزوین نیز مانند سایر شهرهای ایران، شور و حال عجیبی داشتند. آنها نهضتی را كه سالها پیش یعنی از سال 1342 به رهبری امام خمینی(ره) شروع شده بود، ادامه میدادند و با راهپیماییهای خود به ظلم و ستم اعتراض مینمودند. در این راهپیماییها سربازان شاه آنان را به گلوله بسته و به خاك و خون میكشیدند. در روز پنجشنبه هفتم دیماه «افسر»، «زهرا»، «مریم»، «مژگان» و تعدادی از بچههای دیگر، دبستان را به قصد شركت در مراسم تشییع پیكر سه شهید ترك و شروع به دادن شعار مرگ بر شاه و استقلال، آزادی،جمهوری اسلامی كردند. چند نفر از بچههای دیگر از جمله «حمید» و «امیر» نیز به آنها پیوستند. در همین حال یك سرگروهبان با ماشین جیپ ارتش به آنها حملهور شد و آنان را زیر گرفت. در این عمل جنایتكارانه چهار دانشآموز شهید شدند. در این كتاب شرح واقع? مذكور در قالب داستان به چاپ رسیده است." |