| • چکیده : |
,"روزی در یك جنگل بزرگ تخم پرندهای از بالای درخت افتاد و شكست و جوجهای از آن بیرون آمد. حیوانات جنگل نتوانستند مادر او را پیدا كنند، به همین خاطر تصمیم گرفتند تا نامش را «بچة همه» بگذارند و همگی با هم او را بزرگ كنند. بچة همه، همه كار یاد گرفته بود، غیر از پرواز . حیوانات هم هرقدر سعی میكردند، نمیتوانستند پرواز كردن را به او یاد بدهند. تا این كه یك روز بچة همه، پرندهای درست شبیه خودش را در جنگل دید و به طرفش رفت. معلوم شد كه آن پرنده مادر اوست. آن دو با هم پرواز كردند و زندگی جدیدی را در جنگل آغاز كردند. داستان حاضر برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |