| • چکیده : |
,"فریدون به همراه مردم و كاوة آهنگر، ضحاك ماردوش و خونریز را در كوه دماوند اسیر كرد و در «جشن مهرگان» تاج شاهی را بر سر گذاشت. او همهجا را آباد و مردم ایران را خوشحال و خوشبخت كرد. بعد از سالها خداوند به فریدون سه پسر زیبا و باهوش داد. پادشاه پسرانش را در ناز و نعمت بزرگ میكرد تا جایی كه حتی نامی برای آنها انتخاب نكرده بود، تا مبادا كسی آنها را بلند صدا كند و باعث آزارشان شود، شاهزادهها خیلی زود نیرومند و قویهیكل و دانا شدند، فریدون تصمیم گرفت سه خواهر زیبا و شاهزاده را به همسری آنها درآورد. یكی از بزرگان قصر به نام جندل كه فردی درستكار و خوشسخن بود، مامور پیدا كردن عروسان شد. سرانجام خبردار شد كه در سرزمین عربستان، پادشاه كشور یمن به نام «سرو»، سه دختر دارد كه آنها نیز در ناز و نعمت بزرگ شده و هنوز نامی ندارند. به منظور خواستگاری، سه شاهزاده به سوی یمن رفتند، اما سرو تصمیم گرفته بود كه پسران فریدون را امتحان كند تا هوش و مردانگی آنها را بسنجد. این كتاب مصور كه برگرفته از شاهنامة فردوسی است برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |