| • چکیده : |
((ناتانیل هاثورن)) در این داستان، با نگاهی سمبولیك، به ماهیت گناه، مذهب و ریا توجه نموده بیزاری خود را از جوامع خشن نشان میدهد .در داستان ((براون، یك مرد خوب و جوان)) روحیه حاكم بر آمریكای قرن هفده به تصویر كشیده میشود . در این داستان، شاهد درد و تحیر فردی هستیم كه از یك سو با جامعه پلید و مرموز خود روبهرو میشود، و از سوی دیگر، به عمق فطرت آلوده و گناه انسان پی میبرد .بدین ترتیب، ((براون)) ـ قهرمان داستان، در انتها به مردی جدی، ناراحت، درونگرا، بیاعتماد، ناامید و درمانده بدل میشود .او دیگر هرگز نمیتوانست به سرودهای مذهبی ((روز سبت)) گوش فرا دهد، زیرا سرود گناه در گوشش طنین میانداخت و صدای آواز الهی را غرق میكرد . |