| • چکیده : |
,"«جی» در خلیج كوچك شنی زندگی میكند. عموی او كه «دنی» نام دارد به او میگوید در اینجا یك كشتی كه متعلق به دزدان دریایی بوده، غرق شده و گنجی در آن پنهان است. یك شب طوفان شدیدی رخ میدهد و باعث میشود مقداری از وسایل كشتی غرقشده روی آب بیاید. جی، عموها و پدرش تصمیم میگیرند به آنجا بروند. عموی جی از جی میخواهد وقتی او به داخل میرود جی همهچیز را از طریق صفحة كامپیوتر كنترل كند. وقتی عموی جی به صندوقچه میرسد جی فریاد میزند و میگوید به آن دست نزن چون ماهیان زیادی در آنجا زندگی میكنند. عمو دنی وقتی از آب بیرون آمد، فقط یك لولة استوانهای كه با آن توپ پرتاب میكردند در دستش بود، او چشمكی به جی زد و گفت این گنج برای من كافیست. كتاب حاضر از مجموعة داستانهای كوتاه است كه برای گروه سنی «ج» تهیه شده است. واگن قطار؛ ماجرای سم و كندی و پیكنیك در روز بارانی بقیة داستانهای این مجموعه است." |