| • چکیده : |
,"در آغاز قرن بیستم میلادی مطابق با قرن چهاردهم هجری، بخش عظیم تجارت خلیج فارس متعلق به بریتانیا بود. این كشور در تمام سواحل و جزایر مهم پایگاه داشت و به عقیدة صاحبنظرانش، خلیج فارس دریای آنها محسوب میشد. استدلال آنان برای دفاع از چنین عقیدهای آن بود كه بریتانیا در طول یك سده با ایجاد دفاتر نمایندگی سیاسی و تجاری؛ توسعة خطوط كشتیرانی؛ ساختن بیمارستان و پست قرنطینه؛ تاسیس دفتر پست و تلگراف و... توانسته است تمدن نوین و امنیت و صلح را برای خلیج فارس و خلیجفارس نشینان به ارمغان آورد. بنابراین حق دارد تا در امور مربوط به قلمروهای ساحلی مداخله كند و حتی خطوط مناسبات سیاسی آنان را با دیگر قدرتها ترسیم نماید. بریتانیا با این تلقی از حضور خود در خلیج فارس وارد قرن بیستم شد و سیاستها و مناسباتش را با قدرتهای بینالمللی، محلی و منطقهای دنبال كرد. در كتاب حاضر نخست سیاستهای بریتانیا در قبال قدرتهای بینالمللی بررسی شده است. سپس علل و چگونگی شكلگیری نظام تحتالحمایگی از عمان تا كویت و جدایی بخشی از سواحل كویت، قطر، بحرین از قدرتهای منطقهای مورد مطالعه قرار گرفته است. در پایان نیز سیاست بریتانیا در مواجهه با قدرتهای منطقهای تشریح شده است." |