| • چکیده : |
,"این داستان روایت مرد جوانی به نام "حیدر" است كه در طول سه شب متوالی از ماه محرم، خواب حضرت قاسم و امام زمان(عج) را میبیند؛ آنها از حیدر میخواهند تا یك فرش با طرحی از قیام عاشورا ببافد. "حیدر" هم كه فرزند یكی از اربابان زمان طاغوت است و دوران كودكی سختی را با مادرش در خانهی ارباب بداخلاق و ظالم سپری كرده، با دیدن این خواب متحول میشود از این رو علیرغم مخالفت اطرافیان و با كمك مادر و خواهران همسرش فرش را تهیه میكند. پس از گذشت چند سال در صبح عاشورا " حیدر" بساط مراسم روضه و تعزیهخوانی برای امام حسین(ع) را آماده میكند و به انتظار آمدن آقا امام زمان (عج) مینشیند امّا ..." |