| • چکیده : |
داستان حاضر كه با تصاویر رنگی برجسته و برای گروه سنی ب به چاپ رسیده، درباره دختركی به نام بند انگشتی است كه یك روز از میان یك گل زیبا بیرون می آید او در كنار پیرزنی به نام ماری زندگی می كند. تا این كه یك روز قورباغه ای او را برای همسری خویش می دزدد; اما بندانگشتی با كمك ماهیان بركه نجات پیدا می كند و با موش صحرایی مهربانی آشنا می شود. او پس از مدتی با پرستویی دوست می شود و پرستو را به سرزمین گلها می برد. سرانجام بندانگشتی در سرزمین گلها با شاهزاده گلها ازدواج می كند و پس از چندی نیز مادرش را می یابد. |