| • چکیده : |
داستان به نوبت "اثر "لوئیجی پیراندلو "نویسنده ایتالیایی ( 1867ـ 1936) روایت فاجعهای است ناشی از فقر و خطا" .آلتو "جوان نجیبزاده فقیر، دل در گرو "استلینا "نهاده است، اما پدر پیر استلینا نمیخواهد دخترش بعد از ازدواج ـ همچون او ـ با فقر دست به گریبان باشد .بنابراین، بهرغم علاقهای كه میان استلینا و آلتو پدیدار شده پدر در جست و جوی شوهری ثروتمند برای دختر است .او قصد دارد استلینا را به ازدواج پیرمرد متمولی درآورد كه 72سال دارد و چهار زن پیشین خود را روانه گورستان كرده است .استدلال پدر این است كه بعد از مرگ شوهر پولدار، دخترش به سعادت میرسد و حتی میتواند "آلتو "را برای همسری انتخاب كند .بدینترتیب، استلینا به ازدواج پیرمرد ـ دون دیهگو آلكوزر ـ درمیآید، اما فرجام زندگی او به گونهای است كه پدرش تصور كرده است ..." |