| • چکیده : |
,"این قصه ی تخیلی درباره ی دختركوچولویی به اسم«بهار» است. مادر«بهار» هر غذایی درست می كرد، دخترك به بهانه های مختلف آن را نمی خورد. تا این كه یك روز«بهار» كوچولو خواب وحشتناكی دید. تمامی وسایل خانه اشان بزرگتر از اندازه معمولی بودند، و خودش خیلی كوچك به نظر می رسید. این كابوس وحشتناك در اثر تب زیاد و ضعف جسمانی«بهار» به وجود آمده بود. با توصیه های دكتر«بهار» متوجه اشتباهش شد و به پدر و مادرش قول داد هر میوه و غذایی را بخورد تا هیچ وقت مریض نشود. داستان در صفحه های مصور و رنگی برای دو گروه سنی«الف» و «ب» تألیف یافته است." |