| • چکیده : |
,""لنی" پسر بیاحتیاطی است؛ وقتی بازی میكند به اطرافش نگاه نمیكند. و نمیداند چه خطرهایی در اطرافش وجود دارد، و بدون توجه به آن خطرها بازی میكند و... او با این بیاحتیاطیها به خودش و دیگران آسیب میرساند و چیزهای زیادی را خراب میكند و یا میشكند. مادر لنی برای اینكه او دیگر بیاحتیاطی نكند به وی چند توصیه میكند: 1- باید آرام راهبروی، اگر خواستی تند راه بروی باید با دقت به اطرافت و جلوی بایت نگاه كنی، 2- اگر با دقت با اطرافت نگاه كنی میتوانی از موقعیتهای خطرناك دوری میكنی. مانند برخورد با ماشین و یا موتور سیكلت و یا افتادن در یك چالهی بزرگ، 3- با چیزهای خطرناك، مانند كبریت و ترقه بازی نكن و... لنی كه از زخمی شدن و آسیب دیدن خسته شده، ساعتها به صحبتهای مامان فكر میكند و تصمیم میگیرد كه بچهی خوبی باشد. او میداند: "بچهی خوب میگه، بیاحتیاطی نه!"." |