| • چکیده : |
,"«هاجر» زنی بسیار زحمتكش و رنجیده بود كه به عنوان كلفت در خانة پیروزمند، كار و به همراه دخترش «تامار» در آنجا زندگی میكرد. تامار همكلاسی دختر صاحبخانه یعنی «منیره» بود، با این تفاوت كه تامار یكی از بهترین شاگردان كلاس بود و این مساله حسادت منیره را نسبت به به تامار برمیانگیخت. بنابراین همیشه در پی فرصتی بود تا تامار را برنجاند و او را در برابر همه تحقیر كند. هاجر بیش از دخترش از این موضوع ناراحت بود و دلش میخواست تا در اولین فرصت ماجرای زندگی پرفراز و نشیبش را برای دخترش بازگو و بسیاری از رازهای نگفته را برملا كند تا دخترش بداند كه خانم خانه، عمة اوست؛ چیزهایی كه تامار كاملا از آنها بیاطلاع بود. داستان زندگی هاجر و اتفاقاتی كه برای او و تامار به وقوع میپیوندد، ادامه داستان را شكل میدهد." |