| • چکیده : |
,"«بیپناهان» ماجرای زندگی مردی به نام «قدرت پناهی» در روستای خلیلآباد است. او در جوانی هنگامی كه برای نجات خواهرزادههایش از گرسنگی، مقداری گندم از محصول خود در انبار ارباب میدزد و به 20 سال زندان محكوم شده و خواهر و خواهرزادههایش توسط ارباب از روستا بیرون انداخته میشوند. قدرت بعد از آزادی از زندان به دنبال یافتن خانواده، دختری به نام «مرضیه» و پسری به نام «خلیل» را از ظلم ارباب نجات داده و یكی از خواهرزادههایش «زهره» را مییابد و سرپرستی آنها را به عهده میگیرد. با تلاش و فداكاریهای قدرت هر سة آنها مدارج عالی تحصیلات را طی میكنند و خود قدرت نیز در جنگ ایران و عراق شهید شده و در روستای خلیلآباد طبق وصیتنامة خودش به خاك سپرده میشود." |