| • چکیده : |
,"«بیژن» پسر گیو، به فرمان كیخسرو همراه گرگین به جنگ با گرازها میرود. اما گرگین او را فریب میدهد و به دشتی كه منیژه، دختر افراسیاب در آن خیمه افراشته بود، میبرد. در این حال بیژن و منیژه عاشق یكدیگر میشوند و منیژه او را نزد خود میبرد. افراسیاب كه از این موضوع مطلع میشود، بیژن را اسیر و در چاهی حبس میكند و منیژه را از قصر خود بیرون میراند. منیژه هر روز سر چاه رفته و نانی را كه از گدایی به دست آورده بود، به بیژن میرساند. سرانجام رستم در جامة بازرگانان به جستوجوی بیژن به شهر توران آمده و با راهنمایی منیژه او را نجات میدهد و به ایران میآورد. نمایشنامة حاضر بر اساس داستان «بیژن و منیژه» از شاهنامة فردوسی بازآفرینی شده است." |