| • چکیده : |
,"درونمایهی اصلی این فیلمنامه مرگ، زندگی، مذهب، رستگاری و عشق است، همهی شخصیتهای آن در اكثر موقعیتها در حال درد كشیدن، گریستن و غصه خوردن هستند، اما كورسوی امید در تار و پود آنان رخنه میكند. "بیست و یك گرم داستان قلبی است كه از بدن یك مرد در بدن مردی دیگر به یادگار مانده و محركی میشود تا مرد دوم نیز در واپسین روزهایش نطفهای در بدن زنی به یادگار بگذارد. وجود این نطفه، نه تنها باعث میشود زن از اعتیاد به الكل و مواد مخدر دست بردارد، بلكه به او در بخشیدن قاتل خانوادهاش و آغاز یك زندگی نو كمك میكند... نطفهی دیگر كه قرار است از طریق لقاح مصنوعی و به زور مجلات محرك شكل بگیرد، بینتیجه میماند شاید فرجام این دو نطفه همان فرق میان عشق حقیقی و مصنوعی باشد". در بخش دوم كتاب، دو مقاله در نقد و تحلیل این فیلم به چاپ رسیده كه عبارتاند از: "مرگ با بند كفشهای قرمز/ مهدی مصطفی"، خود را با مرگ سرگرم میكنیم/ محمد وحدانی" و بخش پایانی نیز مشتمل است بر گفت وگو با "گییرمو آریاگا" (نویسنده) و گفت و گو با الخاندر و گونزالس ایناریتو (كارگردان)." |