| • چکیده : |
,"«رامی» و «والا»، زن و شوهری بودند كه اسیر یك سری از رفتارهای مملو از عادات و مناسبات ناهنجار معقول و جاافتادة اجتماعی بودند. گاهی از این ناهنجاریها عذاب بسیار میكشیدند و هركدام با اعمالی اعتراضآمیز نارضایتی خود را از یك زندگی ساكن و تكراری و یكنواختی كار و وظیفه به نمایش میگذاشتند. هر دو، سرخوردة روزمرگی و رفتارهای برنامهریزیشده، چنان در زندگی زناشوییشان تنیده شده بودند كه محال بود بتوانند خود را از آن بیرون بكشند. آنها یك زندگی بینقص و ایدهال را میخواستند و هركاری از دستشان برمیآمد، برای از بین بردن عادتهای ناپسند خود میكردند. اما عاقبت شكست خورده و آزارها را چون بخشی از یك زندگی طبیعی پذیرفته بودند." |