| • چکیده : |
نویسنده در این داستان به روایت انسانهایی میپردازد كه به واسطه یك اتفاق سیاسی و اجتماعی در كنار هم جمع شده و خاطرات خود و داستانهایشان را به یاد میآورند. در این داستان مخاطب با چندین شخصیت رو به روست كه به خاطر ناآرامیهای دانشگاه تهران و جریانات وابسته به آن به خانهای آمده و چند ساعت در آن جا در كنار هم میمانند. این آدمها مختلفاند: دختر دانشجو، زنی خانهنشین، و كارگر ساختمانی كه از مكث و سكون ایجاد شده به سمت روایت شخصی حركت میكنند. این انسانها با جنسهای مختلف، كلیت متناقضی را میسازند كه ناچارند در كنار هم قرار گیرند. مهمترین آنها مرد میان سالی است كه در این هیاهو، قسمتهای مهمی از تصاویر گمشده خویش را بازسازی میكند. او كه تجربه بودن در چند دهه و واقعه اجتماعی را دارد، در میان این هیاهو، راوی و بیانگر داستانی میشود كه عناصری مانند نوستالژی، كودكی و عشق از مهمترین محورها و تصاویر آنها به شمار میآیند. |