| • چکیده : |
,""صحرا" دختری حساس كه با مادر و ناپدری و دختر ناپدری زندگی میكند و بارها و بارها به خاطر حسادت خواهر ناتنی از پدر كتك میخورد. پس از مرگ ناپدری با پسری ثروتمند به نام "سینا" به خاطر عشق او از خانوادهاش جدا شده و ازدواج میكند. هنوز طعم خوشبختی را نچشیده كه مادرش میمیرد، سینا، در دانشگاه آزاد در رشتهی پزشكی مشغول تحصیل شده و صحرا كه اصرار دارد او درسش را نیمهكاره رها نكند، آنچه از دستش برمیآید برای تهیهی شهریه انجام میدهد؛ سفارش بافتنی میگیرد و چندروزه تحویل میدهد. اما ناملایمات زندگی روزبهروز بیشتر بر او تاثیر میگذارند تا آنجا كه وی گاهگاهی دچار توهم شده و از دنیای واقعیت دور میشود. تولد دختر كوچكشان نه تنها كمكی نمیكند كه گویا صحرا را در افسردگی بیشتری فرو میبرد. حضور دوبارهی خواهر ناتنی پس از سالها و دخالتهای مادر سینا برای اینكه فرزندش را دوباره به خانه برگرداند آنقدر در او تاثیر منفی دارد كه تا مدتی در دنیای بیخبری و در مرز جنون سیر میكند. اما اندكی پس از بازگشت دیگر توان خود را برای همیشه از دست میدهد و از پا درمیآید." |