| • چکیده : |
,""بودلرهای یتیم"، كه دو خواهر و یك برادرند، در دستان "كنت الاف" بدجنس كه قصد تصاحب ارثی? آنها را دارد، به سختی گرفتار شدهاند و ناچار به انجام دستورهای او هستند. اما بر اثر یك توفان بچهها از دست او رها شده و به ساحل جزیرهای میرسند كه انسانهای عجیبی در آن ساكن هستند. آنها درمییابند جزیره به وسیل? پیرمرد مشاوری به نام "ایشماییل" اداره میشود و او مردم جزیره را با لحنی دوستانه، مجبور میكند طبق خواست او رفتار كرده و از هرآنچه به تمدن مربوط میشود، چشم بپوشند. بودلرها از این كه آزاد شدهاند خوشحالاند اما به زودی درمییابند "الاف" هم در جزیره است. مردم كه از حكومت ایشماییل بر خود خسته شدهاند از بچهها كمك میخواهند، ولی الاف در لحظهای سرنوشتساز، همه را مسموم میكند. بودلرها كه پادزهر سم را یافتهاند قصد كمك به مردم جزیره و نجات جان آنها را دارند اما آنها كه به سختی تحت تاثیر سخنها و جوسازیهای ایشماییل قرار گرفتهاند، همگی جزیره را ترك میكنند. بچهها به كمك دوست مهربانشان "كیت اسنیكت"، كه در حال وضع حمل است و با توفان جدید به جزیره رسیده، میشتابند. كودك سالم به دنیا میآید اما همزمان كیت و الاف میمیرند. بچهها یك سال دیگر در جزیره میمانند و به خوبی از كودك مراقبت میكنند و پس از آن تصمیم به بازگشت به دنیای انسانها میگیرند." |