| • چکیده : |
,"در این داستان، پدری كه بزرگ خانواده است خانهای با اتاقهای متعدد ساخته و همهی فرزندان پسر و دخترش را در آن اسكان داده است. او به دلیل احساس برتری به همه فرمان میراند و هیچكس بدون اجازهی او حق انجام هیچ كاری را ندارد. داستان از زبان نوهای نقل میشود كه خود از استبداد پدربزرگ رنجها كشیده و به دلیل گوش ندادن به حرفهای او مورد غضب بوده است. "پریا"، راوی داستان، در میان رقابت پسر عموها ، و پسر عمهها، به "محمد"، پسر عمویش، دل میبندد، اما ناگزیر میشود كه با برادر او، یعنی "مرتضی" اردواج كند، در حالیكه دل در گرو عشق "محمد" دارد. تا اینكه پس از ماجراهای بسیار "پریا" از "مرتضی" جدا شده زندگی مشتركی را با "محمد" آغاز میكند." |