| • چکیده : |
,"«نریمان»، در هفدهسالگی با زنی به نام «سهیلا»، كه دو بار ازدواج كرده بود، زندگی مشترك خود را آغاز میكند. اما سهیلا پس از باردار شدن، از او جدا میشود و به «ابوظبی» میرود و فرزند آنها «لیلی» نیز به زنی در ایران سپرده میشود. پس از چندی نریمان با «پریدخت» ازدواج میكند و لیلی را نزد خود میآورد. لیلی طی چند بار خواستگاری تا پای ازدواج پیش میرود اما حادثهای تلخ، هریك را منحل كرده و او روحی? خود را از دست میدهد. تا این كه در سی سالگی با مردی فهیم با نام «فریور» ازدواج میكند. اما این خوشی چندان دوام نمیآورد و او درمییابد نابارور است. بنابراین با اصرار زیاد، فریور را راضی به ازدواج با زنی به نام «شایسته» میكند؛ با این شرط كه شناسنام? كودك به نام او صادر شود و كودك از این راز باخبر نشود. «گیتی»، فرزند فریور و شایسته، طی اتفاقاتی از همهچیز آگاه میشود و این امر مسیر زندگی همگی آنها را تغییر میدهد." |