| • چکیده : |
,"«ایلیا» و دوستش «آریان» بعد از ظهر در حیاط آپارتمان فوتبال بازی میكردند كه ناگهان توپ به گلدان آقای «منظم» همسایة طبقة اول برخورد. آقای منظم بچهها را سرزنش كرد. بچهها از آقای منظم معذرتخواهی كردند. در همین هنگام بابای ایلیا وارد شد و به آنها پیشنهاد كرد كه به جای بازی در حیاط، در «كوچه بازی محله» كه به تازگی افتتاح شده بازی كنند. كتاب حاضر داستانی برای معرفی طرح كوچه بازی، ویژة نواحی دهگانة منطقة یك است كه به سفارش ادارة آموزشهای شهروندی و مشاركتهای اجتماعی منطقة یك، برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است." |