| • چکیده : |
داستان كه از زبان سوم شخص بازگو میشود روایتی است از زندگی یك خانواده .وحید" شخصیت اصلی كه كارگردان و استاد دانشگاه و از طرفی مجروح جنگی است با همسرش كه پزشك با ایمانی است زندگی میكند .داستان زندگی از آنجا شروع میشود كه "مرجان " همسر اول "وحید "به همراه پسرش "امیر "پس از ده سال به ایران مراجعت میكند . "مرجان "كه سالها پیش دخترش "یلدا "و همسر بیمارش "وحید "را ترك كرده و به همراه پسرش "امیر "به فرانسه نزد پدرش عزیمت نموده اكنون به دلیل اعتیاد "امیر "و زندگی ناموفق در "پاریس "به ایران برگشته است .او با دیدن زندگی موفق "وحید "و "یلدا "با اندوه و حسرت به گذشته مینگرد و ....." |