| • چکیده : |
,"زن همراه با كوزه آبش كنار چشمه نشسته بود. مردی از آن نزدیكی میگذشت. وقتی فهمید زن توان حمل كوزه را ندارد به او كمك كرد و كوزه را به خانهاش بردو سپس از او پرسید: ای زن شوهرت كجاست؟ زن جواب داد: در جنگ برای امیرالمؤمنین شهید شدهاست. حالا من و بچههای یتیمم گرسنه ماندهایم. مرد رفت و با مقداری غذا بازگشت. كودكان زن را بر روی زانو گرفت و به آنها غذا داد. در این هنگام زن همسایه وارد شد و مرد را شناخت. آری او امام علی (ع) امام اول شیعیان بود. این داستان در قالب شعر كودكانه و برای گروه سنی «ب» تهیه شدهاست." |