| • چکیده : |
,"ماكس دلمارك 50 ساله، پیانوزن معروفی بود. او وضع مالی خوبی داشت، اما حدود 20 سال پیدرپی تحت انواع درمانهای روانی و دارویی قرار داشت، زیرا به حد مرگ از اجرای روی صحنه وحشت داشت. برنی او را همراهی میكرد تا از وحشتاش كاسته شود. آن دو وقتی برای اجرای موسیقی در خیابان رم در پاریس رفتند، برنی او را روی صحنه هل داد و او ابتدا وحشت و سپس با آرامش شروع به نواختن پیانو كرد. 22 روز دیگر مرگ وحشتناكی انتظار ماكس را میكشید، ولی او مطلع نبود. ماكس بعد از مرگ ناگهانی میتوانست تمامی مسایل را دوباره تجربه كند و حتی با رز دختری كه 30 سال پیش در دانشكدة موسیقی تولوز تحصیل میكرد و ماكس عاشق او بود، ملاقات كرد. او مانند زندگان همة احساسات را درك میكرد." |