| • چکیده : |
,"در جلد بیست و هفتم از مجموعهی "قصههای خانهی بیبی رعنا" گروه سنی "الف" و "ب" با حرف "ل" در قالب داستان آشنا میشوند؛ "پیشی كوچولو" پستانكش را موقع بازی گم كرده و حالا بدون آن خوابش نمیبرد. مادرش هرچه میگردد پستانك را پیدا نمیكند. پیشی كوچولو مدام گریه میكند و مامان پیشی هركاری میكند او ساكت نمیشود. همسایهها میآیند تا شاید بتوانند كمكی بكنند. "بلبل" یكی از قشنگترین لالاییهایش را میخواند تا "پیشی كوچولو" خوابش ببرد اما او گریه میكند. "خاله زنبور" ظرفی از عسل برای او میآورد. اما "پیشی كوچولو" لب به عسل نمیزند و با گریه پستانكش را میخواهد. "خانم موش" یك گلدان گل سنبل برای او هدیه میآورد تا ساكت شود اما پیشی میگوید: "من گل نمیخواهم من پستانكم را میخواهم" سرانجام بیبی رعنا از راه میرسد و برای او پستانك درست میكند. او نقل گردی را گوشهی دستمال تمیزی میبندد و به دهان پیشی كوچولو میگذارد. "پیشی كوچولو" پستانك شیرین را میمكد و خیلی زود خوابش میبرد." |