| • چکیده : |
,"پیكان سفید حكایت دختری است كه از پیكان سفید متنفر است و دیدن آن حالش را دگرگون میكند و حالا برادرش دقیقا یك پیكان سفید خریده است. او كه به سختی میتواند خودش را كنترل كند به یاد میآورد كه در زمان جنگ هنگامی كه همراه خانواده و عدهای از سپاهیها در اهواز و در یك پایگاه سكونت داشتهاند، همیشه سرنشین پیكان سفیدی حامل خبر شهادت برای خانوادهها بوده است. روزی این پیكان درست مقابل در خانهی آنها میایستد. و شهادت پدر را به آنها اطلاع میدهد. كتاب پیش رو از سه داستان "پیكان سفید"، "فرمانده" و "قاب عكس" تشكیل شده است. نویسنده در هر سه داستان به نوجوانانی میپردازد كه جنگ ایران و عراق به نوعی در سرنوشتشان تاثیر داشته است." |