| • چکیده : |
,"داستان كوتاهی از زندگی دانشجوی نقاشی است كه درگیر پرسشها و دغدغههای مهمی شده است. این دغدغه بعد از برگزاری نمایشگاه نقاشی و دیدن استاد فرشچیان كه به نمایشگاه آمده بوده و تابلوها و طرحها را تماشا كرده ، اتفاق افتاده است. متعاقب آن، این جوان دانشجو با حادثه نیمه شعبان و صحبتهای پرشور و احساسی كه در رادیو راجع به امام زمان (عج) بازگو شده، مواجه میشود. گوینده از اینكه ما در محضر امام زمان هستیم و ایشان تابلوی اعمال و شخصیت ما را میبینند، امید نقاش را متأثر میسازد و او را غرق تأملات و تنهایی و دغدغه خاطر میكند كه آیا میتواند در پیشگاه امام معصوم از خودش دفاع كند." |