| • چکیده : |
,"«ژپتو» پیرمردی بود كه یك عروسك ساخته بود تا تنها نباشد. پری مهربان با دیدن ژپتوی تنها، با چوب جادویی خود عروسك را به یك پسربچه تبدیل كرد. ژپتو خیلی شاد شد و اسم او را «پینوكیو» گذاشت. بعد از مدتی او را به مدرسه فرستاد، اما پینوكیو در راه با مردی كه بچهها را به سرزمین بازی و شادی میبرد، همراه شد و به مدرسه نرفت. اما در آنجا همة بچهها گوشهایشان دراز میشد. پینوكیو خیلی ناراحت بود، خود را به دریا انداخت و پری مهربان با دیدن پشیمانی پینوكیو، او را نجات داد و بازهم ژپتو و او را كنار هم قرار داد و زندگی خوبی را آغاز كردند. این داستان تخیلی به دو زبان فارسی و انگلیسی برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» تدوین شده است." |