| • چکیده : |
در داستان حاضر، نویسنده زندگی دختری به نام ((منیژه)) را روایت میكند كه پدر و مادرش در روستا زندگی میكنند .او كه در شهر پرستار مادر خانواده ((مهدوی)) است هر از گاهی از پدر و مادرش بازدید میكند مهدوی همسرش را از دست داده با دخترش ((شبنم)) و مادرش زندگی میكند .رفته رفته انس و الفت میان منیژه و شبنم ایجاد میشود .((شبنم)) میخواهد با پسر دلخواهش ازدواج كند، اما پدرش با این ازدواج مخالف است، از این رو، از منیژه میخواهد تا رفتار شبنم را به او گزارش دهد .منیژه به رغم میل باطنی ناگزیر به این خواسته تن میدهد، اما... |