| • چکیده : |
در این رمان تاریخی، تائیس "ـ معشوقه اسكندر مقدونی ـ نقش اصلی را بر عهده دارد" .هیچ كس از گذشته تائیس خبر صحیحی نداشت .بعضی میگفتند كه او كنیز اروشلیمی است و موقعی كه ده سال بیشتر نداشت مادرش او را به دریانوردان فینقی فروخت و فینقیها نیز موقعی كه تائیس هجده سال و بی اندازه زیبا و دل فریب شده بود او را در جزیره شیپر به یك تاجر یونانی فروخته و تاجر مذكور نیز تائیس را به یونان برد و آن جا در بازار برده فروشان به حراج گذاشتند و فروختند، اما از آن جای كه تائیس زیبایی و هوش و فراست را به حد اعلا داشت، راه خویش را به دربار فیلیپ، پادشاه مقدونی، باز كرد و دل از اسكندر، پسر زیبایی او ربود و هنگامی كه اسكندر به جهان گشایی پرداخت معشوقه رسمی وی شده و همراه اردوی نظامی اسكندر به سفر پرداخت .ولی در همین گیرودار و موقعی كه نیروی اسكندر با سرعت به طرف مزرعههای امپراطوری هخامنشی پیشرفت میكرد، فیلوتاس، سردار سی ساله و زیبا و رشید اسكندر به تائیس دل باخت "..." |