| • چکیده : |
,"بن مردی سی و سه ساله، با ابی كه تقریبا چهل و پنج سال دارد، حدود سه سال رابطة پنهانی دارند. ابی رئیس شركتی است كه بن در آن مشغول كار است. بن دارای زن و فرزند است و همسر او از رابطة پنهانی بن بیاطلاع است. زمان فاجعة 11 سپتامبر، به طور اتفاقی بن از شركت خارج میشود و زنده میماند. خانوادة او برای اطلاع از زنده بودن بن مدام به او زنگ میزنند، اما او از جواب دادن خودداری میكند. ابی از او میخواهد كه یا از فرصت استفاده كنند و با هم به طرف غرب حركت كنند و زندگی مشترك خود را شروع كنند یا این كه به خانوادهاش زنگ بزند و زنده بودن خود را اطلاع دهد. بن مجبور به انتخاب است. گفتوگوی آنها در این نمایشنامه به تصویر كشیده شده است." |