| • چکیده : |
,"از آتشفشان سر بلوار ساعت، دود سفید رنگی بلند میشد و كلاغهای بلوار ـ قشنگها و مشنگهاـ همگی قارقار میكردند. اما قارقار آنها به خاطر آتشفشان نبود، بلكه به خاطر كتاب 113 جلدی تاریخ تمدن آدمها بود كه اسمی از كلاغها در آن برده نشده بود. در حالی كه كلاغها اعتقاد داشتند، اگر كلاغها نبودند زمین به دور خورشید نمیچرخید. حتی آدمیزاد نمیتوانست كاری بكند چه برسد به این که اختراع بكند و تاریخ تمدن داشته باشد. به همین دلیل كلاغها تصمیم گرفتند تاریخ تمدن خود را بنویسند. قشنگها كه زودتر این كار را انجام داده بودند، این تاریخ تمدن كلاغی را در معرض دید مشنگها گذاشتند. اما از آنجایی كه همهجا از قشنگها به خوبی و از مشنگها به بدی یاد كرده بودند و همیشه بین قشنگها و مشنگها اختلاف بوده و هست، بین آنها درگیری پیشآمد و سپس اتفاق غیرمنتظرهای رخ داد." |