| • چکیده : |
ماجرای داستان، در یك خانواده اشرافی و روشنفكر عصر قاجار رخ میدهد. شاه زمان"، بانوی خانه و همسر "میرزا "ـ مردی درگیر فعالیتهای سیاسی مخفی ـ است .او بیمار و در حال مرگ است .میرزا برای دلداری دادن به همسرش نقش بازی میكند و زن كه میداند به زودی میمیرد نگران دخترانش "ماه رخسار "و "مهر اعظم "و دلواپس از دست رفتن آرامش خانه است" .ماه رخسار "عاشق "عباس "ـ از اعضای محفل پدر ـ است كه عاقبت در جریان ترور "اتابك "به قتل میرسد .مهر اعظم در بند خاطرهای گنگ از دوره كودكی خویش است" .فخرالحاجیه "ـ عمه دخترها ـ نیز در حسرت جوانی از دست رفته است . همه گمشدهای دارند و به نوعی آرزوی رهایی از تنگنای خانه را در ذهن میپرورانند .ذهن هر زن آیینهای است كه تصویرها را به آیینه دیگر منتقل میكند و وجوه گوناگون ستمدیدگی زن ایرانی را به نمایش میگذارد ." |