| • چکیده : |
,"«ای. جی» از مدرسه متنفر است، خانم دیزی بچهها را به یك موزة تاریخ طبیعی میبرد. ای. جی فكر میكند هیچچیز خستهكنندهتر از بازدید یك موزه نیست. راهنمای موزه، خانم كراپ از اتفاقهای عجیب و غریبی میگوید و برای بچهها توضیح میدهد كه اسكلت دایناسور در نیمههای شب جان میگیرد و به راه میافتد. این صحبتها ای. جی را كمی كنجكاو میكند و باعث میشود كه او دیگر بازدید از موزه را كاری خستهكننده نداند. این كتاب مصور، از مجموعه كتابهای «مدرسة پرماجرا»، با موضوع داستانهای ماجراجویانه و طنزآمیز آمریكایی برای كودكان گروه سنی «ج» به نگارش درآمده است." |