| • چکیده : |
,""تامسایر" و "هاك" به دهكدهای در آركانزاس دعوت شدهاند. همسر عمهسالی در آنجا دچار مشكل شده و آن دو برای كمك راهی محل زندگی عمهسالی میشوند. مدتی از بودن آنها در كنار خانوادهی عمه نگذشته كه قتلی اتفاق میافتد و انگشت اتهام همه به سوی شوهر عمهسالی یعنی عمو سایلاس نشانه میرود. تمام شواهد و قراین نشان از این دارد كه عمو سایلاس قاتل است و حتی خودش نیز به این موضوع اعتراف میكند. اما در دادگاه تامسایر وكالت وی را به عهده گرفته و با درایت كامل به همه ثابت میكند كه این یك توطئه بوده و قاتل اصلی برادر دوقلوی مقتول است كه با تغییر قیافه در میان جمع حاضر شده و در دادگاه نیز حضور دارد. تام از این موفقیت خود غرق شادی شده و در جشن پیروزی خود به هاك اعتراف میكند كه: آن لحظه خوشترین لحظهی زندگیش بوده است." |