| • چکیده : |
,""آرمان وارطانیان" ـ نویسنده و نمایشنامهنویس ارمنی ـ پیرو ساموئل بكت است كه صحنه را به میدان مبارز? گفتوگوها و در انتظار چیزی نامعلوم تبدیل كرده است. دو شخصیت نمایشنام? "تبر"، "آپو لولو" و "پیپی لولو" قبلا مگس بودهاند و سپس به انسان تبدیل شدهاند؛ این تغییری كافكایی است كه در اینجا البته به صورت برعكس عرضه شده است؛ چون در این نمایشنامه حشره به انسان تبدیل شده است. انسان بیرحمی بالهای آنها را میچیند و انسان بیرحم دیگری آنها را به انسان تبدیل و به حال خودشان رها میسازد. آن دو گاهی ا ز این تغییر راضی به نظر میآیند، چون اگر مگس باقی میماندند، به زودی توسط انسانها از بین میرفتند، در حالی كه حالا میتوانند مانند یك انسان عمر طولانی داشته باشند. اما گاهی ناراضی هستند، چون انسان بودن به منزل? درك معنای مرگ است. جانوران و حشرات نه شناختی از زمان دارند و نه رنج مرگ و در انتظار مرگ بودن را میشناسند؛ در حالی كه انسان آگاه است و همین باعث رنج او میشود." |