| • چکیده : |
,"در مجموعهی حاضر، شش داستان كوتاه با این عناوین، فراهم آمده است: زانیه، خاموشان، طرحی از لكههای لاك الكلی سنگرویان، مهمان، یونس، و مرتد (روان سرگشته). برای مثال در داستان "مهمان"، نویسنده فضای جنگ و قحطی را به تصویر میكشد. در این فضا، "دارو" معلمی است كه در مدرسهای به تنهایی زندگی میكند. او مسئول پخش جیرهی غذایی بین دانشآموزانی است كه خانوادههایشان، قربانی خشكسالی شدهاند. روزی بالدوچی ـ ژاندارم پیر ـ در حالی كه زندانی عربی را محاصره كرده، به سمت او میآید. بالدوچی از دارو میخواهد تا این زندانی را به ادارهی مركزی پلیس در "تنگیت" تحویل دهد. دارو نیز پس از یك شبانهروز پذیرایی از مهمان، او را به پلیس تحویل میدهد." |