| • چکیده : |
,"تپلی دختری تنبل و بیانضباط بود و در مهدكودك و خانه، به حرفهای مربی و مادرش گوشنمیداد. یك روز مربی تپلی فكریكرد. او به بچهها گفت: «بچهها! امروز فرشته مهربان هدیهای به من داد و گفت كه آن را به یك دختر قشنگ كه میخواهد قولبدهد بچهی خوبیباشد بدهم و اون دختر تپلی است؛ بچهها برایش دستبزنید.» تپلی با عجله هدیه را بازكرد. یك عروسك ناز و تپل مثل خودش بود. از آن روز به بعد هیچكس تپلی را نامرتب و بازیگوش ندید. داستان بالا، در كتابی مصور و رنگی، در قطع خشتی و برای كودكان گروه سنی«الف» و «ب» به چاپ رسیدهاست." |