| • چکیده : |
,"این مجموعه در دو دفتر با نامهای "ماه ـ نگاه" و "بارش"، حاوی یك داستان بلند و اشعاری چند از نگارنده است. در این داستان، "محمود" و "ربابه" پس از ازدواج با یكدیگر صاحب 3 فرزند میشوند، اما پس از بزرگ شدن فرزندان، محمود در یك سانحهی تصادف، جان میبازد. ربابه پس از مرگ همسر، دچار فراموشی میشود. به همین دلیل بستگان او مسئولیت نگهداری فرزندانش را برعهده میگیرند. چندی بعد، مهندسی كه به دنبال پیدا كردن خدمتكاری برای همسرش است، ربابه را مییابد و او را به خانه میآورد. ربابه كه مدتهاست شوهر و فرزندانش را فراموش كرده، روزی به هنگام دعا و عبادت، آنها را به خاطر میآورد و این در حالی است كه مهندس، صدای نجواهای او را میشنود و...." |