| • چکیده : |
در این داستان، ترلان" و دوستش "رعنا" برای فرار از بیكاری و تنگناهای خانه به گونهای اتفاقی فرم استخدامی را پر میكنند و ناگزیر از گذراندن دورهای یك ساله در یك شبانه روزی میشوند تا پلیس شوند؛ این در حالی است كه ترلان میخواهد نویسنده شود و رعنا آرمان طلبی است كه اعتقاداتش با موقعیت جدید هم خوانی ندارد. مكان جدید و آدم های مختلفی كه از هر جای ایران در آن جمع شده اند، آن دو را گرفتار بحران میكند. در طول دوره است كه ناچار میشوند برای سؤالهای جدید و مهم زندگیشان پاسخی درخور بیابند. آنها درباره هرچیزی شك میكنند: وضعیت گذشته، حال و آینده....." |